تبليغاتX
دل نوشته ها

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

فرهنگی، اجتماعی، سیاسی

پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391
م : ن : علی محمدی

رياست مجلس شوراي اسلامي

با آنكه رسول اعظم ص در روز غدير خم، سرنوشت رهبري آينده امت اسلامي را به صراحت و وضوح تمام روشن نموده بود، و با فرمان خدا، علي عليه السلام را به رهبري و ولايت امري امت معرفي نموده بود، هفتاد روز پس از غدير و با رحلت حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله، كساني كه در فتنه هاي زمان پيامبر جزو فتنه گران و يا ساكتين فتنه بودند و يا با مواضع مبهم و دوپهلوي خود و بازيهاي سياسي ، امت اسلام را سر در گم و كار را بر پيامبر سخت مي نمودند، در اين حكم آشكار خدشه وارد كردند و ماجراي سقيفه از همين جا آغاز شد و فردي غير از اميرالمومنين به خلافت برگزيده شد. هنگامي كه به اين خواص بازيگر مراجعه مي شد و درخواست حمايت از حكم صريح پيامبر مبني بر پشتيباني از امامت اميرالمومنين مي شد، بهانه مي آوردند كه انتخابات تمام شده است و فرقي بين علي و خليفه اول نيست.

سقيفه كه با سكوت و بازيگري خواص بوجود آمد، باعث شد كه دوازده سال پس از رحلت رسول خدا، حكومت به حزب اموي برسد. حزبي كه دشمن ترين دشمنان اسلام بودند وهيچ  اعتقادي به اسلام نداشتند و پس از فتح مكه در حالي كه هيچ چاره اي نداشتند اجبارا به داخل اسلام آمدند تا از درون اسلام توطئه هاي خود را ادامه دهند. سقيفه اي كه پنجاه سال پس از رحلت پيامبر به وسيله همين حزب اموي، تنها فرزند پيامبر يعني حسين بن علي عليه السلام را به جرم مخالفت با اسلام جدش در كربلابا آن وضع فجيع به شهادت رساند و خاندان مطهرش را به عنوان اسير شهر به شهر گرداند.

اين روزها با پايان يافتن انتخابات مجلس نهم، زمزمه تعيين رياست مجلس شوراي اسلامي بر سرزبانهاست و مطبوعات مخصوصا از نوع اصلاح طلب، به شدت به آن دامن مي زنند. مردم با انتخاب دويست چهره جديد نشان دادند كه از عملكرد مجلس هشتم بشدت ناراضي اند. حضور دويست چهره جديد در مجلس كه در تبليغات انتخاباتي، خود ر ا مطيع رهبري و حامي محرومين معرفي مي كردند، نشان از رويكرد قوي مردم به گفتمان "عدالت و پيشرفت" رهبري معظم انقلاب حضرت امام خامنه اي دارد.

در بين چهره هاي مطرح براي رياست مجلس، نام كساني به چشم مي خورد كه مواضع دوپهلو و پر ابهام آنها در دوران فتنه عظيم   1388 و کوبیدن بر طبل اختلاف مجلس با دولت كاملا مشهور است. نمايندگان مجلس نهم بايد مطمئن باشند كه انتخاب اينگونه افراد، يعني بي اعتنايي به رهبر و ادامه روند مجلس شورا همانند مجلس هشتم و باز هم همان مصيبتها و ... همگان شاهد بوديم كه نحوه رياست و اداره  مجلس هشتم، اقليت بسيار محدود اصلاح طلب موجود، حداكثر بهره ها را برد و اكثر خواسته هاي خود را به كرسي نشاند و طرفداران و رهروان رهبري بشدت در فشار رواني و فرهنگي و اجرايي بودند.

در چهار سال مجلس هشتم مقام معظم رهبري هيچگاه از رياست مجلس تقدير و تعريف ننمود. اكنون نمايندگان مجلس نهم در معرض امتحان بزرگ و تعيين كننده اي قرار گرفته اند كه ميزان ولايت پذيري و عمل به شعار هاي انتخاباتي شان را نشان خواهد داد. يادتان نرود كه مردم به شما راي دادند تا اوامر ولي معظم فقيه را بر كرسي بنشانيد و مطيع دستورات ايشان باشيد.




شنبه دوم اردیبهشت 1391
م : ن : علی محمدی

فاطمیه

السلام علیک یا فاطمه الزهراء السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده

مگر می شود فاطمیه بیاید و سیاسی ننوشت؟

 

اصلا سیاسی تر از فاطمیه هم مگر روزهایی هست؟

 

وقتی فدک خطبه می سازد نامردی های اشباح الرجال را ....

 

وقتی فاطمه سیلی می خورد دفاع از ولایت را ....

 

وقتی آتش از کوچه ی بنی هاشم شعله می کشد تا پس  کوچه های غزه و صنعا و منامه ...

 

وقتی هنوز هم که هنوز است مادر قبر مخی دارد و دیوار های بقیع تکیه گاه امنی برای اشکهای شیعیان نیست ...

 

مگر می توان سیاسی نگفت؟

 

وقتی فاطمه روی برمی گرداند عیادت غاصبین حق مولا را .... مگر می توان ساکت بود گدائی مذاکره با شیطان بزرگ را ؟




دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391
م : ن : علی محمدی

اینجا مملکت امام زمان (عج) است

غربی‌ها تحریم‌ها و جنگ اقتصادی علیه ایران را با یک باور اشتباه آغاز کردند. آن‌ها هنگام تصمیم‌گیری در فضای تاریخ‌گذشته بودند و گویا فراموش کرده بودند مناسبات جهانی تغییر کرده و پایه حاکمیت و سیطره مطلق کشورهای غربی متزلزل شده و فرو ریخته است. آن‌ها ایران پنجاه سال پیش مدنظرشان بود و از یاد برده بودند که این ملت با چه اراده و قیام حماسی‌ای، سرسپردگان غرب را سرنگون کردند و در برابر دنیای مادی جهانخواران ایستادند و موانع را یکی پس از دیگری کنار زدند؛ از این‌رو طبق وضعیت و رویه گذشته گمان کردند که اگر در برابر ایران جبهه اقتصادی باز کنند، ایران حرفی برای گفتن ندارد و به ناچار تسلیم می‌شود؛ اما اندکی پس از اینکه غربی‌ها اعلام کردند تحریم نفتی ایران را از 11 تیرماه سال جاری آغاز می‌کنند، مسئولان ایرانی در اقدامی پیش‌دستانه و هوشمندانه برای ادامه صادرات نفت ایران به مقصد پالایشگاه‌های کشورهای اروپایی خریدار نفت ایران، شرط تعیین کردند و در گام اول، ایران صادرات نفت به فرانسه و انگلیس را متوقف کرد. این اقدام ناباورانه ایران، دو شوک به همراه داشت: یک شوک به مسئولان غربی که آن‌ها را به خود آورد تا متوجه شوند دوران ترکتازی آن‌ها حتی در عرصه اقتصاد هم تمام شده و باید در چنین تصمیم‌گیری‌هایی توان و موقعیت طرف مقابل را هم لحاظ کنند؛ و یک شوک هم به بازار نفت که بار بسیار سنگین را بر وضعیت نابسامان اقتصاد غرب تحمیل کرد و این درحالی است که به گفته آژانس بین‌المللی انرژی، مصرف انرژی در سال جدید یک درصد افزایش پیدا می‌کند و این یعنی، بحرانی‌تر شدن وضعیت انرژی و در نتیجه، بحران اقتصادی در غرب. چند روز پیش، مقامات ایرانی اعلام کردند صادرات نفت به یونان و اسپانیا را نیز قطع کردند؛ اما روند تهاجمی ایران در جنگ اقتصادی علیه غرب متوقف نشد و در این راستا سازمان توسعه تجارت ایران اعلام کرد صد شرکت اروپایی را که در تحریم علیه ایران مشارکت داشتند، تحریم و ثبت سفارش کالای لوکس از این شرکت‌ها را متوقف کرده است، این یعنی از دست دادن بازار بزرگ ایران و باز کردن میدان برای رقبا و وارد کردن ضربه سنگین دیگر اقتصادی به غرب. این داستان می‌تواند همچنان ادامه پیدا کند!




پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391
م : ن : علی محمدی

جنگ تمدنها، راهبرد غرب برای نابودی اسلام

 

حمله نظامی آمریکا به افغانستان در سال 2001 و اشغال این کشور ، به عنوان یک نقطه استراتژیک که حائل بین چهار قدرت شرقی ایران چین ، هند و روسیه قرار دارد در ادامه استراتژی جنگ تمدن های غرب بر علیه اسلام انجام گرفت .

پس از آن غرب در سال 2003 م به عراق حمله کرد و با اشغال این کشور ، عملا بر منابع نفت خاور میانه اسلامی تسلط پیدا کرد . غرب به همین موارد بسنده نکرد . گسترش پایگاههای نظامی غربی مخصوصا آمریکا در کشور های حاشیه خلیج فارس ، گسترش ناتو به سمت شرق و استقرار سامانه موشکی در لهستان ، اجرای طرح ناکام خاور میانه بزرگ  و. . . نمونه هایی از اسلام ستیزی غربی هاست . براه انداختن جریان عظیم اسلام هراسی ،با تمام ابزارهای فرهنگی در مطبوعات ، رسانه ها ، ماهواره ها ، اینتر نت ، شبکه های مجازی ، سینما و صنعت فیلم در سرزمینی به وسعت کل جهان برای جلو گیری از گسترش اسلام انجام می گیرد.

اما این همه ترفند ها نتوانست ، خورسید انقلاب اسلامی را از پرتو افشانی باز دارد و انقلاب اسلامی مرزها را در نوردید. آنچه امروز در کشورهای اسلامی عربی خاور میانه و آفریقا مشاهده می شود ، ادامه همان خیزش اسلامی و باز یابی مجد و عظمت اسلام است  و روی دیگر مبارزه با غرب  می باشد .مسلمانان در مصر ، تونس ، لیبی ، بحرین ، یمن ، اردن و . . . می روند تا مجددا عظمت خود را باز یابند و غرب با تمام توان سعی در جلوگیری از پیروزی این انقلابها دارد . چرا که غرب حیات خود را در نابودی اسلام  می بیند.

آمریکا و غرب ابتدا در مقابل این انقلابها متحیر ماندند و سعی کردند تا آخرین لحظه دیکتاتورها را نگه دارند و بعد که دیدند توان نگهداری انها را ندارند ، آنها را بدور انداختند و تلاش کردند تا شاکله آن نظام های فاسد را حفظ کنند، اما باز هم نتوانستند . دخالت نظامی آمریکا و غرب در لیبی و سکوت محض آنها در کشتار بی رحمانه مسلمانان بحرین و یمن و اعلام پشتیبانی از دیکتاتورهای این دو کشور ، صحنه های دیگری از اسلام ستیزی غرب است .

 




جمعه نوزدهم اسفند 1390
م : ن : علی محمدی

رای هاشمی و خاتمی!!چرا؟!



حاضر شدن محمد خاتمی در پای صندوق رای در یک شعبه رای گیری در اطراف دماوند و رای دادن در انتخابات 12 اسفند، باعث سرو صدا و تحلیلهای بسیاری شده است. اما حقیقت چیست و چرا خاتمی پای صندوق رای آمد؟!

باید کمی به گذشته برگردیم . کودتای عظیم فتنه 88 جنگ احزاب جبهه معاند بر علیه انقلاب اسلامی بود. اماشکست خورد و حضور عظیم مردم در نهم دی ماه، شکست قطعی این فتنه را اعلام کرد. عملکرد خاتمی و هاشمی در زمان ریاست جمهوری نشان داد که آنها تمام توان خود را بعد از آغاز ولایت امری مقام معظم رهبری در دو دوره باصطلاح سازندگی و اصلاحات بکار گرفته بودند تا بتوانند اولا رهبری را کنار بزنند و اگر نتوانستند او را تسلیم خواسته های خود نمایند !! فشار ها در قالب جنگ نرم، تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و غارت فرهنگی روز به روز افزایش می یافت ،اما وقتی رهبری چفیه بر دوش در مصلی تهران در جمع جوانان بسیجی حاضر شد و اعلام کرد که اگر دشمن فشار بیاورد این بار صلح حسنی نخواهد بود بلکه عاشورا تکرار می شود فهمیدند که رهبر قصد تسلیم شدن ندارد و تا آخرین قطره خون حتی کربلا شدن ایستاده است. آنها دست از توطئه گری و خباثت برنداشتند و معانده و دشمنی را شدیدتر نمودند. بالاخره اولین برخورد و کودتای رسمی این جریان،در تیرماه 1378 بوجود آمد( حادثه کوی دانشگاه). که نتوانستند به اهداف خود برسند. دومین برخورد که هاشمی و خاتمی با تمام توانشان به صحنه آمدند و یقین داشتند که می توانند رهبری را از سر راه بردارند، فتنه 88 بود که با رمز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد و به سرعت آشوب ها را گسترش دادند . دشمنان درون و بیرون متحد و یکپارچه می رفتند که طومار جمهوری اسلامی را در هم پیچند اما باز هم موفق نشدند. آنها تمام توان و اقدامات خود را برا ی اولین انتخابات پس ار فتنه جمع کردند تحریمهای گسترده و فلج کننده بزعم دشمن، تهدید دائمی به حمله نظامی، گرانی افسار گسیخته در داخل، بی ثباتی شدید پول ملی، تحریم انتخابات و... آنها را امیدوار کرده بود که این انتخابات با سردی تمام برگزار شود، در نتیجه رهبری مجبور شود دست نیاز خود را پیش آنان دراز کند اما خدا نخواست و منافقین رسوا شدند. خاتمی هنگامی که اخبار دائمی حضور گسترده مردم در سراسر کشور را دید و شنید، برای ادامه حیات خود چاره ای جز حضور نداشت.

حضور خاتمی و هاشمی در رای گیری 12 اسفند مشابه مسلمان شدن ابوسفیان پس از فتح مکه است. ابوسفیانی که تمام کوشش های خود را برای نابودی اسلام ناب محمدی ص با راه اندازی جنگهای بدر و احد و... انجام داد، ابوسفیانی که تمام کفر را در جنگ احزاب متحد نمود تا ریشه اسلام را براندازد، اما نتوانست . اما این مسلمانان و عاشقان ولایت نبوی بودند که نه تنها در جنگهای تحمیلی شکست نخوردند بلکه پایگاه اصلی کفار، مکه را نیز فتح کردند. وقتی مسلمانان مکه رافتح کردند، ابوسفیان چاره ای جز خزیدن به درون اسلام و ادامه توطئه در داخل ندید. او به نفاق رو آورد تا اسلام را از درون تباه و نابود کند.  سابقه عملکرد خاتمی و هاشمی نشان می دهد که رای دادن آنها از هیچ علاقه ای از سوی آنان و یا توبه نمی باشد ! آنها چاره ای جز این کار نداشتند  اگر به بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم احمدی نژاد در دوره دوم ریاست جمهوری دقت کنیم، معظم له فتنه گران را "اصحاب مسجد ضرار" نامیدند. و مسجد ضرار محل تجمع و هماهنگی خبیث ترین، لجوج ترین ، عنود ترین و دشمن ترین دشمنان پیامبر و اسلام یعنی منافقین بود. و امام خمینی فرمودند منافقین از کفار بدترند. حال خودتان این دوگفته را با یکدیگر جمع کنید و ...




جمعه پنجم اسفند 1390
م : ن : علی محمدی

تاریخ واقعا عبرت آفرین است


در خبرها آمده بود :

مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی از سوی محمود احمدی نژاد رئیس این شورا به آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد ابلاغ شد که متن کامل این مصوبه به شرح ذیل است.

مصوبه الحاق یک تبصره جدید به بند (هـ) ماده 12 اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی که در جلسه 707 مورخ 25 بهمن ماه سال 90 شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است برای اجراء ابلاغ می‌شود:

تبصره - رئیس هیئت امنا موظف است پس از تصویب انتخاب رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در شورای عالی انقلاب فرهنگی، حداکثر ظرف مدت یک ماه از تاریخ تصویب، حکم وی را صادر نماید و در صورتی که در مدت مقرر حکم رئیس دانشگاه از سوی رئیس هیئت امنا صادر نشود حکم مزبور توسط رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی و یاباحق تفویض به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری ابلاغ و صادر می‌شود. امضا محمود احمدی نژاد(اینجا)

 در مجلس اول بنی صدر رییس جمهور وقت که مشی لیبرالی داشت و حاضر نبود در مقابل مجلس حزب اللهی آن وقت سر تمکین فرو آورد و لذا مصوبات مجلس را برای اجرا و ابلاغ به دولت امضا نمی کرد.مجلس برای جلوگیری از این قانون شکنی قانونی تصویب کرد که اگر رییس جمهور ظرف یکماه مصوبه مجلس را ابلاغ نکند آن مصوبه قابل اجرا است و نیاز به امضای رییس جمهور ندارد.رییس مجلس آنوقت  آقای هاشمی رفسنجانی بود که بشدت مخالف دیکتاتوری بنی صدر بود.

اکنون همان صحنه است. و تاریخ تکرار شده است و فقط اسمها عوض شده اند. هاشمی که با بهانه وقف نتوانست اموال دانشگاه آزاد را ملک شخصی خود و سایرین  کند، اکنون با سوء استفاده از عنوان ریاست هیئت امنا، قصد دارد حکم قانونی رییس دانشگاه آزاد را امضا نکند و شورای عالی انقلاب فرهنگی، مشابه همان قانونی را که خود او برای جلوگیری از دیکتاتوری بنی صدر ابلاغ کرده بود برای جلوگیری از قانون شکنی و دیکتاتوری هاشمی تصویب و ابلاغ کرده است .فاعتبروا یا اولی الابصار

واقعا حوادث تاریخ عبرت آور نیست؟؟!! 





:: برچسب‌ها: تاریخ, عبرت, بنی صدر, هاشمی رفسنجانی


چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390
م : ن : علی محمدی

اینجا ایران است

اینجا ایران است

حاکمش نائب امام زمان است

و پاک ترین رهبر جهان است

قدرت بسیجیانش کابوس اهریمنان است

اینجا کمی اجناس گران است

زیرا تحریم دشمنان است

اما ایرانی صبور و قهرمان است

هدف ما از زندگی، نان نیست، حفظ ایمان است

زندگی همچون امتحان است

کسی قبول می شود که در خط شهیدان است

پیروی از "ولایت" وصیت آنان است

ایرانی غیور و با وجدان است

نه فلسطین، بلکه حامی تمام مظلومان است

ایرانی به کشورت و رهبرت و به خودت افتخار کن




یکشنبه شانزدهم بهمن 1390
م : ن : علی محمدی

مجلس شورا و تحریم نفت توسط اروپا




چند روز قبل اتحادیه اروپا با کمال وقاحت و بی شرمی، برای جلوگیری از پیشرفت های خیره کننده ایران در تمام زمینه ها، و برای زهر چشم نشان دادن به ملتهای بپا خاسته مسلمان در الگو گیری از ایران سرفراز ، خرید نفت از ایران را تحریم کرد.البته اتحادیه اروپا جهت آماده شدن کشورهای اروپایی برای جایگزین کردن نفت ایران ، اجرای تصمیم خود را به شش ماه بعد موکول کرده اند.

دولتهای آمریکا ، آلمان ، فرانسه و... نیزبا انجام دیدارهای دیپلماتیک کوشیدند که ژاپن، چین و هند را نیز از خرید نفت ایران منصرف کنند که هنوز موفق نشده اند اما ناامید هم نشده اند.

در ایران، اما وزیر نفت رسما اعلام کرد که ما هرلحظه آمادگی داریم تا نفت را به اروپا قطع کنیم. عده ای از نمایندگان و مسئولین کشور نیز از بی اثر بودن تحریم ها و قدرت ایران برای مقابله با این تحریمها سخن گفته اند.

اما همه نگاهها به مجلس محترم شورای اسلامی است که آیا در مقابل وقاحت و کمال بی ادبی و بی شرمی اروپایی ها چه اقدامی انجام میدهد؟! آیا قانون قطع صادرات نفت به اروپا را با فوریت و قبل از سر رسید موعد اروپا تصویب می کند؟ آیا جواب دندان شکنی به اروپایی های بی حیا خواهد داد که درس همیشگی برای آنها باشد؟آیا از این مجلس باصطلاح اصولگرا آبی گرم میشود؟! ان شاالله که بشود. منتظر می مانیم و ایام را رصد می کنیم.




جمعه سی ام دی 1390
م : ن : علی محمدی

بنی امیه، بنی عباس، بنی هاشم و این روزها



هنگامی که نهضت اسلام در مکه آغاز گردید بنی امیه  به رهبری ابوسفیان ، تمام قد در مقابل  نهضت ایستادند و با آنچه در توان داشتند کوشش کردند اجازه ندهند اسلام گسترش پیدا کند. از شکنجه مسلمانان تا به شهادت رساندن آنها و تا محاصره تمام عیارو کامل مسلمانان در شعب ابی طالب، نمونه ای از این اقدامات است. پس از هجرت مسلمانان به مدینه و تشکیل دولت اسلام به رهبری رسول اعظم  حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه  وآله  باز هم این بنی امیه بودند که با راه انداختن جنگهای مکرر از بدر و احد و خندق و همپیمانی با یهودیان و سایر قبایل در جنگهای خبیر و تبوک و حنین و...   و ارتباط با جریان نفوذی در داخل امت اسلام (نفاق) تمام کوشش خود را در براندازی  و نابودی کامل اسلام بکار بردند.

هنگامی پیامبر عزیز در اخرین سالهای عمر مبارکشان مکه را فتح کردند، جناح و حزب اموی ،ادامه مقابله مستقیم با اسلام را مساوی نابودی کامل خود دانست، در نتیجه ادامه حیات خود را در پیوستن به اسلام دانستند  و کوشش کردند ازدرون اسلام را نابود سازند.حزب اموی هیچگاه به اسلام ایمان نیاورد.

این گروه بالاخره در دوران خلافت عثمان مجددا قدرت را بدست آوردند و معاویه به عنوان لیدر بزرگ این حزب بار دیگر و صراحتا اعلام کرد که هدف نهایی ما محو نام محمد (ص ) و اسلام از صفحه زمین است.

بنی عباس هم گروه دیگری بودند که همراه اسلام و سایر مسلمانان بودند و هنگامی که قدرت به بنی امیه رسید با بنی هاشم متحد شدند و بر علیه بنی امیه ، مبارزات خود را ادامه دادند. جمعی از پیروان راستین ولایت نیز به حزب بنی عباس پیوستند و در پاسخ به اعتراض بنی هاشم که اینها امامت و ولایت را قبول ندارند و طرفداری آنها از ولایت وصلحتی است و اکنون برای به قدرت رسیدن به آن نیاز دارند؟! پاسخ می دادند که شما چقدر بدبین هستید! درست است شاید تعدادی از بنی عباس اشتباهاتی داشته اند اما توبه کرده اند و اکنون در خط ولایت هستند؟! هر چه بنی هاشم به این گروه اصرار می کردند که اگر بنی عباس صادقند بیایند و در پناه و رهبری امام معصوم به مبارزات خود ادامه دهند . فریب خوردگان می گفتند اکنون در مقابل ما قدرت بنی امیه است و بیان این سخنان باعث شکستن وحدت می شود و طرف داران واقعی امامت را به تندروی و وحدت شکنی و ... متهم کردند. بنی عباس شعار محوری خود را "یالثارات الحسین" قرار داده بودند و هنگامی که از آنان در مورد حاکم پیشنهادی سوال می کردند جوابشان این بود که " الرضا من آل محمد" حاکمی که مورد رضایت آل محمد باشد.

از آنسو در اثر کوشش های حضرت باقر و صادق علیهما السلام، زمینه تشکیل حکومت علوی فراهم گردید، و شیعیان و طرفداران واقعی خط امامت و ولایت خود را آماده تشکیل حکومت علوی می نمودند.

بنی عباس که پیروزی پیروان راستین پیامبر و علی و طرفداران حقیقی ولایت را نزدیک و قطعی می دیدند، ناگهان حقیقت درون خود را نشان دادند و در یک چرخش 180 درجه ای، بدتر از بنی امیه در مقابل جریان اصیل اسلام ایستادند. آنها پس از پیروزی تمام شعارهای خود را مبنی بر ایمان به ولایت و امامت از یاد بردند و تمام شیعیان و پیروان واقعی ائمه را یا شهید نموده ، یا به زندان افکندند و یا آنها را تبعید کردند.افرادی از معتقدان امامت که به آنها پیوسته بودند یا تغییر عقیده دادند و یا به بدترین وضع شهید شدند و یا به زندان و تبعید گرفتار شدند. تمام ائمه مظلوم شیعه بعد از حضرت سجاد علیه السلام  به دست  حزب بنی عباس به شهادت رسیدند. آنها حتی بدتر از بنی امیه عمل می کردند و امام کاظم علیه اسلام را با عنوان وحدت شکنی و تفرقه بین مسلمین ! ! ! سالها به زندان انداختند. و باز هم این بنی هاشم، پیروان حقیقی اسلام و قران ، امامت و ولایت بودند که مظلومانه در سیاهچالها، یا در تبعید  و یا تحت الحفظ حکومت عباسی بودند و دورانی بر مسلمین گذشت که بسیار شدیدتر و خفقان بارتر از دوران بنی امیه بود.

اینروها مملکت ما حال و هوای انتخابات مجلس شورای اسلامی را دارد. بنظر می رسد که اصلاح طلبان که  دشمنان دین خدا هستند و مجبور شده اند به داخل امت اسلام بیایند یا نابود شده اند یا در حال نابودی کاملند . اما آیا این روزهای ما شباهت با صدر اسلام و جریان بنی امیه، بنی عیاس و بنی هاشم ندارد؟!




جمعه بیست و سوم دی 1390
م : ن : علی محمدی

داستانى درباره گرگ گرسنه



حاج شیخ حسین انصاریان در یکی از سخنرانی هایش، در مورد توبه داستان زیر را نقل کرد که بسیار تکاندهنده و آموزنده است 

یكى از علماى جامع و كامل و عارف و فیلسوف می‏فرمودند: براى دیدن یكى از اقوام به شهرمان در یك منطقه سردسیر كشاورزى رفتم.


 
وقتى وارد خانه‏اش شدم، گفت: آقا! اول یك مسأله شرعى دارم، این را جواب بدهید.

 
گفتم: بفرمایید، گفت: امسال تا زانوى ما در این منطقه برف آمده است، پنج و نیم، شش صبح تازه هوا روشن شده بود، من آمدم بیل و پارو برداشتم كه به باغ بیایم داخل آلاچیق دیدم یك گرگ قوى آمده و زیر آلاچیق خوابیده، من و بیل و پاروى من را كه دید، اصلاً عكس العمل نشان نداد، نترسید، ولى من ترسیدم جلو بروم، خیلى گرگ قویى بود.

 
فكر كردم بیابان پر برف است، چیزى گیرش نیامده است، به اینجا پناه آورده. برگشتم و مقدارى نان و گوشت شب مانده بود، مقدارى شیر، این‏ها را داخل سینى گذاشتم و راه افتادم، گفتم: نزدیكش كه شدم، اگر قیافه عصبى گرفت، سینى را میاندازم و فرار می‏كنم. اگر عكس العملى نشان نداد، جلو می‏روم.

 
دیدن گرگ مادر و پذیرایى از او

 
كنار باغ هم آغل گوسفندهایم بود ، جلو آمدم ، دیدم نه ، عكس العملى نشان نمی‏دهد ، زنده هم هست ، نمرده ، نزدیك او رسیدم ، دیدم مقدارى شكمش را بلند كرد و زیر شكمش چهار پنج تا بچه گرگ است كه تازه آنها را زاییده بود.

هیچ چیزى گیرش نیامده بود، گرسنه، بچه‏ ها یك مرتبه شروع به ناله كردن كردند، و حالت چشم این گرگ برگشت، مثل این كه می‏خواست با چشمش به من بگوید: دستت درد نكند، ما بیچاره بودیم، من تازه زاییدم، بچه‏ هایم گرسنه هستند.

سینى را گذاشتم. گرگ لقمه لقمه برداشت و اول در دهان بچه‏ هایش گذاشت، مادر است.
 
میزان محبت خدا بر بندگان

خدا فرمود: محبت كل مادرهاى عالم را از انسان و جن و حیوان را جمع كنند، یك ذره محبت من را نشان نمیدهد. من محبتم به بندگانم اگر صد باشد، یكی ‏اش را در كل عالم پخش كردم، نود و نه تاى آن را گذاشتم كه قیامت خرج آنها كنم.

ما با دلگرمى امشب پیش تو آمدیم، خیلى هم دلمان گرم است، هیچ ناراحتى‏اى نداریم.

گرگ هم غذا را خورد و بهار شد، گرگ همانجا ماند و نرفت، كجا برود؟ نمك خورده اینجا بود، محبت و احسان دیده، كجا برود؟

حمیدى در جمع بین صحیحین گفته است: «اسیرانى را نزد پیامبر آوردند ناگاه زنى از میان ایشان دوان دوان در پى كودكى برآمد. طفل خویش را در میان اسیران یافت، به سینه گرفت و شیر داد.

 
پیامبر فرمود: آیا گمان دارید این زن فرزند خود را در آتش بیفكند؟ یاران پیامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پیامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از این زن به فرزندش است

 
در همان كتاب از رسول خدا روایت شده كه خداوند صد رحمت دارد كه یكى از آنها را نازل فرموده و به آن رحمت میان جن و انسان و درندگان و حشرات، دوستى و مهر افكند كه به واسطه آن با هم انس می‏گیرند و ددان توله‏ هاى خود را پاس میدارند. نود و نه رحمت باقیمانده ذخیره‏اى است كه پروردگار به وسیله آن در قیامت بندگان خود را با آن مورد ترحم قرار مى‏دهد

درخت‏ها شكوفه كردند و بچه گرگها هم بزرگ شدند و روزها با همدیگر بازى می‏كردند، كم كم دیدم مادرشان دیگر غذا قبول نمیكند، پشت یك درخت مخفى شدم، دیدم از دیوار كوتاه آخر باغ بیرون می‏رود و عصر برمی‏گردد و غذا میآورد،
 
دریدن گوسفند صاحبخانه توسط بچه گرگها

 
یك روز صبح گرگ رفت، این سه چهار تا بچه گرگ با همدیگر رفتند داخل آغل و یك بره را خفه كردند و داخل آلاچیق كشیدند و شروع به خوردن كردند.

گفتم: عیبى ندارد، عصر بود، دیدم سر و صدا بلند شد، از اتاقم بیرون آمدم، دیدم گرگ برگشته بود، چشمش به این بره من افتاده كه بچه‏ هاى او كشته بودند، دیدم این بچه‏ ها را می‏گرفت و چهار پنج بار به زمین می‏كوبید؛ كه بی‏مروت‏ها! آخر چهار ماه است به ما محبت كرده، بره او را چرا پاره كردید؟ ما كه پنجاه سال است نان خدا را می خوریم و كفران می‏كنیم.

گرگ، بچه‏ ها را زد و بعد هم هر چهار پنج تا را غروب جلو انداخت و برد، پشت دیوار انداخت و خودش روى دیوار نشست و به من نگاه كرد و چشمش پر از اشك شد كه من شرمنده و خجالت زده هستم.

 
حالا سؤال شرعى من این است كه گرگ رفت و دیگر نیامد، چهار پنج روز بعد آمد، دیدم یك بره كوچك آورده است، از آن طرف دیوار به این طرف دیوار انداخت و خودش هم روى دیوار نشست كه من به جاى آن بره‏ اى كه بچه ‏هایم خوردند، این را براى تو آوردم. نمی‏دانم هم از چه گله‏ اى گرفته و آورده، آیا این بره حلال است یا نه؟

 
انسان عاقل و فهمیده! كسى كه خدا براى تو پیغمبر و على و حسین علیهم‏السلام را فرستاده است! خانم‏هایى كه برایتان فاطمه علیهاالسلام را فرستاد! چه چیزى بیاوریم كه تلافى گناهان گذشته خودمان را بكنیم؟

باز معرفت گرگ كه رفت و یك بره پیدا كرد و آورد، ما برایت چه بیاوریم؟ ما همان حرف امام على علیه‏السلام را مى‏زنیم:

  »
ارحم من رأسُ ماله الرجاء و سلاحهُ البكاء » ما غیر از گریه سرمایه‏اى نداریم«.